X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

ترجمه غزل شماره 30 شکسپیر

مترجمین : علیرضا – سجاد – کامران

 

Sonnet30

 

When to the sessions of sweet silent thought,

 I summon up remembrance of things past,

I sigh the lack of many a thing I sought,

And with old woes new wail my dear time’s waste:

Then can I drown an eye (unused to flow)

For precious friends hid in death’s dateless night,

 And weep afresh love’s long since cancelled woe,

 And moan th’ expense of many a vanished sight.

Then can I grieve at grievances foregone,

And heavily from woe to woe tell o’er

 The sad account of fore-bemoaned moan,

Which I new pay as if not paid before.

But if the while I think on thee (dear friend)

All losses are restored, and sorrows end

 

William Shakespeare

 

هنگامی که در دادگاه افکار خوش و خاموش خود

خاطرات گذشته را احضار کردم

افسوس آنچه را که می جستم خوردم

و با انده گذشته و ناله های تازه عمر گرانمایه تلف شد

پس چگونه می توانم بر چشمانم غلبه کنم (بدون اینکه جاری شوند)

برای دوستانی گرانقدر که در شب بی پایان مرگ خفته اند

و همراه عشق جدید می گریم تا غمها از بین رود

و برفقدان آرزوهای از دست رفته به سوگ می نشینم

پس می توانم بر دردهای پیشین غصه بخورم

به سختی می توان میان غمها

حجم اندوهی که در داغ عزیز دارم را بازگو کنم

غمی تازه که تا بحال آنرا تجربه نکرده ام

ولی هرگاه به تو می اندیشم ای دوست عزیز

تمام از دست رفته ها باز می گردند و غمها پایان می پذیرند